|
|
|||||
|
|||||
|
ای که میپرسی « نشان ِ عشق چیست؟! » عشق چیزی جز ظهور مهر نیست! بادبان و نردبان زندگی! عشق یعنی دشت ِ گلکاری شده در کویری چشمهای جاری شده! یک شقایق در میان دشت خار باور امکان ِ با یک گل ، بهار! در خزانی برگریز و زرد و سخت عشق تاب ِ آخرین برگ درخت! عشق یعنی روح را آراستن بیشمار افتادن و برخاستن! عشق یعنی زشتی ِ زیبا شده عشق یعنی گنگی ِ گویا شده! عشق یعنی گل به جای خار باش! پل به جای اینهمه دیوار باش
نوشته شده توسط H.L در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ساعت 23:21 | لینک ثابت |
می نویسم . دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی
نوشته شده توسط H.L در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ساعت 23:9 | لینک ثابت |
اگه يک روز فهميدی که دل هزار نفر برات تنگ شده٬ بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدی که دل صد نفر برات تنگ شده٬ بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدی دل ده نفر برات تنگ شده٬ بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدی که يک نفر دلش برات تنگ شده٬ بدون اون منم! اگه يک روز فهميدی که کسی دلش برات تنگ نشده٬ بدون من مُردم!!!
عاشق واقعی کسی است که معشوق خود را آزاد می گذارد تا خودش باشد. در عشق اجباری نيست. عشق يعنی امکان انتخاب به معشوق دادن. برای آنکه کسی يا چيزی را بدست آوری٬ رهايش کن...
نوشته شده توسط H.L در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ساعت 23:7 | لینک ثابت |
خداي من نفس كشيدن برايم سخت شده قلبه پر ازاحساسم پراز اشك شده ديگر صداي هيچ كس وهيچ چيز را حس نميكنم چشمهاي خسته شده از بس پر از اشك شده هواي خانه دم شده تنه من سرد شده ذهنم درگيره غم شده ديروز خنديدم امروز براي مردن احساسم ميگيريم احساسه تنهايي سرتا سر وجودم را گرفته خداي من چرا صداي هق هق گريه مرا نمي شنوي چرا اشكهايم را پاك نميكني چرا به اين دله خسته نگاه نميكني هرروزبابوسه فرشته هايت به اميد يك زندگيه قشنگتر ازخواب بيدار مي شوم اما..... دريغ كه هيچ چيز بجز پوچي نميبينم انگار در دريا غرق شده ام هر لحظه به عشقه احساسم زندگي ميكنم خداي من وقتي تو اشكهايم را پاك نميكني احساسي گرم بادستهايي پر از عشق احساس اشكاهاي سرم را ميبوسد با نگاهي عشق برانگيزاميد يك زندگي ديگر را دروجودم زنده ميكند ولي افسوس كه من مرده ام ولي با مرگ ميخندم خسته ام اما بازهم ميخندم
نوشته شده توسط H.L در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 ساعت 19:18 | لینک ثابت |
سلام اي تنها بهونه واسه ي نفس كشيدن ،هنوزم پرميكشه دل واسه ي به تو رسيدن واسه ي جوابه نامت ميدونم كه خيلي ديره ،بزار به حسابه غربت نكنه دلت بگيره فداي تو نميدوني بي تو چه دردي كشيدم حقيقتو واست بگم به آخر خط رسيدم عكساي نازنينتو باچندتا گل كنارمه يه بغضه كهنه دائم در انتظارمه تنها دليله زندگي بايه غمي دوست دارم داغه دلم تازه ميشه وقتي اسمتو ميارم وقتي تو نيستي چه كنم با اين دله بهانه گير مگه نگفتم چشماتو از چشمه من هيچ وقت نگير دلم گرفت اي هم نفس پرم شكست تو اين قفس تواين غبارتواين سكوت چه بي صدا نفس نفس سلام به همه ي دوستاي عزيزم ميدونم كلي سوال براتون پيش اومده كه ليدا كجاست وقتي ديدم هنوزم از ذهنتون پاك نشدم كلي خوشحال شدم مرسي ازنيماي عزيزم دوسته قديمي وهم وبلاگيه وفادارم وتشكر ميكنم از ايمان جون وهمه ي دوستاي عزيزم ويه تشكر مخصوص از نامزده عزيزم حميد كه اين وبلاگه قشنگو برام درست كرد راستشو بخواين اين قطعه رو تقديم به دوسته عزيزم ميكنم وبه خانواده ي گلشون تسليت ميگم مريم وحسين برادره نازنينش هردو غرق شدنو داره فانيو گفتن مريم دوسته دورانه بچگيم دوسته دورانه نوجوانيم وجوانيم بود مرگش برام خيلي سخت بود وهنوزم باورنكردم مريم فقط 10 روز ازمن بزرگتربود وقتي توي خاك سپاريش خواهرشو مامانش منو بغل كردن ميگفتن ليدا مريم همش بي تابيه تو رو ميكرد ميگفت دلم برا ليدا تنگ شده مامانشم ميگفت بوي مريم و ميدي خيلي سخت بود انقدر بهم وابسته بوديم كه مامانامون به شوخي ميگفتن آخر شما روبه يه نفر شوهر ميديم مريم ميگفت قبوله منو ليدا درعوضش كلي باهم ميسازيم بعدم كلي ميخنديديم ، يه بارم تو كتابخونه بوديم مريم روبه روي من نشسته بود من گفتم كتابتو بده بد تو صفحه ي اولش يه جكه خفن خنده دار نوشتم مريم يه هو بلند خنديد منم يه هو خنديدم يه هو كتابخونه هم زد زيره خنده انقدر دوتامون خنديديم كه كنتورلمونو از دست داديم از خنده ي زياد گريمون گرفت بدم مسئوله كتابخونه هردوتامونوبا احترام پرت كرد بيرون ولي هنوز ما داشتيم ميخنديديم ، مريم جونم جات تو اين دنيا خيلي خاليه اميدوارم خدا به خانوادت صبر ده چون غمه دوفرزند خيلي سخته ، با اينكه خيلي داغون شدم از لحاظه روحي با خودم كلنجار ميرم ولي سعي ميكنم قوي باشم مثه هميشه چون قول داديم قوي باشيمو بخنديم
نوشته شده توسط H.L در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 ساعت 21:46 | لینک ثابت |
من عشقت وبه همه ي دنيا نميدم حتي يادتو به كوه و دريا نميدم با تو ميمونم واسه هميشه اگه دنيا بخواد منو تو تنها بمونيم واست ميميرم جوابه دنيا رو ميدم با تو ميمونم واسه هميشه سلام از همه ي دوستاي عزيزم تشكر ميكنم بخاطره اين همه لطف نميدونم چي بگم من مدتي تهران بودم راستشو بخواي تا من نبودم از خواهربزرگم خواستم جوابه لطفتونو بده فعلا برا فرجه دانشگاهم برگشتم شهرخودم تو اين مدتي كه نبودم عاشقه فرشته ايي شدم كه خيلي دوسش دارم اسمه نامزدم حميد، همسنه خودمه 20 سالشه، بسيار مهربون ، صادق ، وعاشقه منه، بسيار خوشتيپه ، از شما دوستاي خوبم براش گفتم ،چون روحيه خوبي ندارم وبخاطره بعضي مسائل وبلاگمو حذف ميكنم ولي هر وقت تونستم حتما به وبلاگاي پر از مهرتون سر ميزنم ،از همه ي شما كه تو اين مدت تنهام نگذاشتين تشكر ميكنم دوستون دارم مثله يه دوست البته اگه قابل باشم وحرفه آخرم اينه كه برام دعا كنيد ،بهترين آرزوها رو براتون دارم
نوشته شده توسط H.L در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 23:50 | لینک ثابت |
|
درباره وبلاگ
![]() فهرست اصلی
پیوندها
امکانات
|
||||
|
کلیه ی حقوق
این وبلاگ توسط |
|||||